تبليغاتX
قصه نگفته ماند
جمعه سی ام فروردین 1387
اشتباه
 

فرزندم، تو یکی از اشتباهات خداوند هستی.

 

نوشته شده توسط سياوش در 2:59 | | لینک ثابت
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387
لذت

 

بعضی وقت‌ها لذت زندگی در اینه که صدای کمک کسی رو بشنویم و بی‌اعتنا از کنارش بگذریم. بعدها این لحظه رو به یاد بیاریم و از عذاب وجدان کلافه بشیم. و چقدر این کلافگی بعضی اوقات لذت بخشه.

 

الان که دارم از کنار کسی که کمک می‌خواد رد می‌شم، همین احساس رو دارم. و هر چقدر سعی می‌کنم نمی‌تونم خودمو وادار کنم که برگردم.

...

نمی‌شه برگردم.

 

نوشته شده توسط سياوش در 4:54 | | لینک ثابت
پنجشنبه هشتم فروردین 1387
چگونه یاد گرفتم که ترس را کنار بگذارم و از ایتالیا متنفر باشم

 

شاید بی رحمی باشه که در شبی که ایتالیا با سوپر گل دیوید ویا به اسپانیا باخت، این مطلب رو می‌نویسم. اما همیشه این وسوسه با من بوده. اولش بگم که این نوشته کاملا شخصی، سلیقه‌ای و مغرضانه است. و بعد از خانم‌های محترم طرفدار ایتالیا (که کم هم نیستند) معذرت می‌خوام و می‌پذیرم که ایتالیایی‌ها خوش‌تیپ ترین فوتبالیست های جهان‌اند. این‌ها دلایلی است که به خاطرشان از فوتبال به سبک ایتالیایی‌اش بدم می‌آید:

1- فکر می‌کنم مشکل از یک اشتباه تاریخی آب می‌خوره. هیچ کس تا به حال پیدا نشده تا ایتالیایی‌های بیچاره! رو با فوتبال آشنا کنه. ایتالیایی‌ها از اول فوتبال رو اشتباه فهمیدن. این بندگان خدا فکر می‌کنن در فوتبال هر کس گل کمتری بخوره برنده است. و هنوز  نفهمیدن که هر تیمی که گل های بیشتری بزنه برندۀ بازیه. هر چند این دو گزاره از نظر منطقی یکسان‌اند، اما دو سبک کاملا متفاوت فوتبال رو به وجود می‌آرن. هیچ وقت بازی های ایتالیا با مربی‌گری تراپ و زوف رو فراموش نمی‌کنم. یا فینال گریه‌آور جام باشگاه‌ها بین میلان و یوونتوس، که اگر سه روز دیگه هم ادامه پیدا می‌کرد هیچ گلی زده نمی‌شد.

2- نیمه نهایی جام ملت‌های 2000. ایتالیا در مقابل هلند. ایتالیایی ها اومدن تا جلوی هلند میزبان و آماده دفاع کنند. هلند 120 دقیقه حمله می‌کنه و در ضربات پنالتی می‌بازه. یکی از بهترین تیم‌های تاریخ فوتبال هلند حذف می‌شه، در حالی که توپ حتی چند بار هم به نیمۀ زمینش وارد نشده. ایتالیایی ها قصد دارن در فینال همین کار رو هم با فرانسه بکنند و وقتی با گل دقایق ابتدایی دلوکیو جلو می افتند، به محوطۀ جریمه پناه می‌برن . خوشبختانه فرانسه به بدشانسی هلند نیست.

3- جام جهانی 2002. روز آخر بازی‌های گروهی. ایتالیا تا دقایق آخر به مکزیک باخته و خودش رو حذف شده می‌بینه. یه دفعه همه چیز عوض می شه. دل پیرو گل می زنه و از بازی دیگه خبر می رسه که  کرواسی با یک گل از اکوادور عقبه. ایتالیایی ها که تا حالا به آب و آتیش می‌زدن، همگی به زمین خودشون برمی گردند و 11 نفره پاس کاری می کنن. مکزیک صدرنشین هم توی زمین خودی می مونه. کم مونده بازیکن ها بشینن و با هم تخمه بشکنن. تلویزیون رو خاموش می کنم.

4- جام جهانی 2006. مرحلۀ اول حذفی. ایتالیا مقهور بازی خوب استرالیاست. و اگر کاناوارو نباشه شاید چند تا گل بخورند. دقیقۀ 88 گروسو وارد محوطۀ جریمۀ استرالیا می‌شه و خودشو روی زمین می‌اندازه. داور نقطۀ پنالتی رو نشون می‌ده. توتی پنالتی مشکوک!! رو گل می‌کنه تا ایتالیا به بازی بعد برسه. بلافاصله بعد از بازی داور (کانتالخوی معروف) عذرخواهی می‌کنه. نام های بزرگ بهتره در جام باقی بمونن.

5- فینال جام جهانی 2006. ماتراتزی کاری می‌کنه تا زیدان در بازی نباشه. زیدانی که اگر بود مسلما جام رو بالای سر می برد. ایتالیا قهرمان جهان می‌شه. روز بعد زیدان به عنوان بهترین بازیکن جام انتخاب می‌شه. ماتراتزی از زیدان می‌خواد که ازش معذرت‌ بخواد. لاجوردی‌ها همیشه در فینال ها اینقدر خوشحال نیستند.

6- یه تیم چند تا بازیکن منزجز کننده می‌تونه داشته باشه؟ به این اسم‌ها توجه کنید:

آمبروسینی، ده روسی(با اون ضربۀ آبدولیو چاگی در بازی با آمریکا در جام 2006)، گاتوسو، ماتراتزی، سیمونه پروتا و مرد همیشه در آفساید: پیپو اینزاگی.

 7- کاپلو که در رم بود همیشه به داوری بازی های یوونتوس معترض بود. دو سال قبل که به یوونتوس رفت، ساکت شد و انگار هیچ اتفاقی نیفتاده بود. در انتهای همون فصل یوونتوس به دستۀ دو رفت، میلان و دو سه تیم کم اهمیت دیگه جریمه شدند تا ایتالیا از بازی‌های بین المللی محروم نشه. اینتر هم بالاخره به آرزوی قهرمانی رسید. کاپلو هم گفت: همیشه می‌دونستم یه جای کار ایراد داره. کالچیو همیشه ایتالیایی بوده.

8 و 9 و 10- محمد جواد خیابانی. خوشبختانه این گزارشگر فهیم و بی نقص فوتبال طرفدار تیم ملی  ایتالیاست و خودش به تنهایی دو سه تا دلیل محسوب می شه.

نوشته شده توسط سياوش در 3:54 | | لینک ثابت
یکشنبه چهارم فروردین 1387
رقص

هزارتو از پدیده هایی است که بین ما کم پیش می آید. خیلی کم.

از دستش ندهید.

 

در فاصلۀ میان ستاره ها شلنگ انداز رقصی می کنم،

دیوانه به تماشای من بیا.

 

نوشته شده توسط سياوش در 1:50 | | لینک ثابت
شنبه سوم فروردین 1387
دلسوزی
بیشتر از همه، دلم به حال پدربزرگ هایی  می سوزه که قبل از اختراع گیتار الکتریک مردن.

 

نوشته شده توسط سياوش در 2:31 | | لینک ثابت